گفتوگو با فرید فرخندهکیش مدیر عامل انجمن سینمای جوان
سایت هنر و تجربه سراغ مدیر عامل انجمن سینمای جوان و دبیر جشنواره فیلم کوتاه تهران رفته است تا به عنوان تولیدکنندهی اصلی فیلم کوتاه در کشور جایگاه تجربهگرایی در ساز و کار سینمای کشور را بررسی کند. در مقدمهی این گفتوگو که توسط زهرا عزیزمحمدی تهیه شده آمده است: «بخش زیادی از فیلمهای مستقل و تجربهگرا را فیلمهای کوتاه تشکیل میدهند، چرا که در سینمای کوتاه دست فیلمسازها برای تجربه کردن بازتر است. واکاوی فرآیند تولید اینگونه فیلمها و مسیری که تجربهگرایی تحت حمایت دولت طی میکند، موضوع مورد بحث گفتوگوی سایت هنر و تجربه با فرید فرخنده کیش است.
اگر موافق هستید، ابتدا درباره ماهیت تجربهگرایی در سینمای کوتاه صحبت کنیم. انجمن سینمای جوان چقدر به تجربهگرایی بها میدهد و چقدر برای دیده شدن این تجربهها تلاش میکند؟
ابتدا باید مفهوم تجربه را تعریف کنیم. تجربهای که ما از آن حرف میزنیم هم به معنای فعالیت در سینمای تجربهگرا است (یعنی ساخت فیلمهایی که احتمالا شامل یک داستان و روایت معمول نباشد و سایر تعریفهایی که برای سینما تجربی و اکسپریمنتال وجود دارد) و هم به معنای تجربه تولید که من ترجیح میدهم، ابتدا راجع به آن صحبت کنم.
منظور شما از تجربه تولید صرف از سرگذراندن فرآیند ساخت یک فیلم توسط هنرجو است؟
بله، یعنی وقتی فرد علاقهمندی وارد این سیستم آموزشی میشود و بعد اولین تجربیات خودش را در تولید فیلم دارد. اگر معنای تجربه ورود به دنیای تولید باشد آنچه در انجمن سینمای جوان میگذرد اینگونه است: این مجموعه ۵۹ دفتر در سراسر کشور دارد و وظیفه اصلی آن هم استعدادیابی است. یک دوره هفت ماهه آموزش فیلمسازی دارد. علاقهمندان به سینما در این دورهها ثبت نام میکنند و پس از یک آزمون اولیه، افرادی که حداقل دانش پایه را دارند، شناسایی میشوند و به آن دوره هفت ماهه وارد میشوند. هنرجویان پس از این دوره هفت ماهه با شاخههای مختلف حرفههای سینمایی آشنا میشوند و این امکان را پیدا میکنند در ادامه مسیر خودشان به سمت مشاغل مختلف سینمایی بروند. دوره تکمیلی این دوره آموزشی آنها را به تواناییهای خاصشان در یکی از حرفههای مختلف سینما آشنا میکند. از کارگردانی و تدوین و فیلمنامهنویسی گرفته تا شاخههای فنیتر و ریزتری مثل عکاسی و فیلمبرداری و جلوههای ویژه و… پس از پایان آن دوره هفت ماهه و قبل از ورود به دوره تخصصی هنرجویان باید یک فیلم به عنوان حاصل دورهای که آموزش دیدهاند، بسازند. انجمن از طریق در اختیار قرار دادن ابزار به آنها کمک میکند تا تجربه اولیه خود را به صورت کاملا آماتور انجام دهند. این اولین باری است که آنها به عنوان کارگردان یا فیلمبردار یا در هر مسئولیت دیگری که در یک پروژه میپذیرند روند تولید را تجربه میکنند. در دورههای گذشته همه موظف به کارگردانی کردن بودند اما در دوره جدید افراد میتوانند در قالب گروه وظایف مختلفی را به عهده بگیرند. بعد از آن هنرجویان که از طریق کار اول تواناییهایشان شناسایی شده به مراحل تخصصی ورود میکنند و از این به بعد به آنها کمک میکنیم که تجربیات بعدی خود را بسته به توانایی تخصصی خود انجام دهند. بنابراین دومین پروژه یک کار نیمه حرفهای است که به طور معمول با مدیریت دفاتر استانی اتفاق میافتد.
در این مرحله از کسانی که خارج از انجمن فعالیت خود را شروع کردهاند هم حمایت میشود؟
در این مرحله حتی کسانی که در انجمن هم آموزش ندیدهاند ولی صاحب یک فیلم یا تولید هستند که از طریق آن میشود تواناییشان را شناسایی کرد به این مجموعه اضافه میشوند؛ هم میتوانند تحت آموزشهای تخصصی قرار بگیرند و هم میتوانند تولید خود را با کمک انجمن ادامه دهند. این سیر تا وقتی که بچهها آبدیدهتر و تبدیل به یک سینماگر نیمهحرفهای بشوند، ادامه مییابد. بعد از آن ما به آنها کمک میکنیم تا در یک شرایط کاملا حرفهای ولی در قطع کوتاه اولین فیلم حرفهایشان را بسازند؛ فیلمی که کاملا با مناسبات حرفهای سینمای بلند ساخته میشود. وقتی هنرجوی ما به عنوان یک فیلمساز کوتاه به یک پختگی نسبی دست پیدا میکنند معمولا دو مسیر جداگانه روبهروی او قرار میگیرد؛ یا میتواند در سینمای کوتاه با نگاه و هدف معطوف به آن باقی بماند و یا اینکه قصد ورود به سینمای بلند را داشته باشد. در شکل اول یا خودش وارد بازار کار میشود و یا از طریق ما حمایت میشود. ولی در صورت دوم ما از طریق معرفی او به ساز و کارهای بزرگتر کمک میکنیم تا اولین تجربه بلند خود را با حمایت بنیاد فارابی انجام دهد. در واقع ما خودمان را فقط متولی بچههای انجمن سینمای جوان نمیدانیم. هر کسی که در این کشور توانایی تولید فیلم کوتاه داستانی دارد موظف به حمایت از او هستیم. ضمن اینکه سینمای مستند و انیمیشن هم در قالب آماتور و نیمه حرفهای در دفاتر انجمن انجام میشود ولی با ورود به سطح حرفهای صرفا همه توجهمان به تولیدات داستانی است.
ما بیشتر هنرجوها را به سینمای متفاوت تشویق میکنیم؛ چه مضمونی و چه تکنیکال چون نگاهمان تجاری نیست. ما میخواهیم با یک سری استعداد دارای توانایی فیلمسازی همراه شویم، بنابراین رویکرد ما فقط تشویق است؛ هم برای انتخاب مضامین نو و جدید و هم استفاده از ابزار تازه.
شما درواقع صفر تا صد تربیت فیلمسازان در انجمن سینمای جوان شرح دادید. بنابراین تکلیف هر فیلمساز تازهکاری که با حمایت انجمن میخواهد «تولید» را تجربه کند مشخص است. یا میماند و میآموزد و یا میرود. اما فیلمسازی تجربهگرا، ایدههای متفاوت و استعدادها در این میان چطور شناسایی و متمایز میشوند؟ انجمن سینمای جوان چه جایگاهی برای شیوههای متفاوت فیلمسازی قائل است؟
در آن دوره هفت ماهه، آموزشها در سه گام (داستانی، مستند و اکسپریمنتال) انجام میشود. گام سوم این آموزشها کاملا منطبق با سینمای تجربهگرا است. بنابراین در این مرحله متوقع هستیم که بخشی از این محصولات با همین نگاه و همین روش تولید شوند چون اصلا بخشی از هزینهها و ابزارهای لازم برای این جنس تجربه کردن را در این مقطع انجمن به عهده میگیرد. ما به اعضای انجمن اصراری نداریم که بیایید فقط فیلم تجربهگرا تولید کنید. هرکسی بنا به سلیقه خودش به این سمت گام برمیدارد.
تجربهها و گرایشهای نو در انجمن سینمای جوان و اعضای آن چقدر از لحاظ فنی یا مضمونی دارای جسارت است؟
ما بیشتر بچهها را به سینمای متفاوت تشویق میکنیم؛ چه مضمونی و چه تکنیکال چون نگاهمان تجاری نیست. ما میخواهیم با یک سری استعداد دارای توانایی فیلمسازی همراه شویم، بنابراین رویکرد ما فقط تشویق است؛ هم برای انتخاب مضامین نو و جدید و هم استفاده از ابزار تازه. فکر میکنم هیچ کس نمیتواند به سینمای حرفهای ورود پیدا کند مگر اینکه پیش از آن انواع و اقسام روشها را در مضمون، تکنیک و روش تجربه کرده باشد.
به هر حال فیلمسازانی که ادعا میکنند از همان ابتدای کار فیلمهای متفاوت و خاص میسازند، کم نیستند. این ادعا خصوصا بین افرادی که تازهکار و کمتجربهتر، ممکن است نشات گرفته از ناتوانیها و نادانیهایی باشد که با عنوان تجربهگرایی توجیه میشود. چقدر با این ضعفها و اشتباهات سر و کار دارید؟
طبیعی است که در هر آزمون و خطا و تجربهای اشتباه وجود دارد. اما از آنجایی که ما پلهپله پیش میرویم، فکر میکنیم کمترین میزان خطا را در خروجی خود داریم. حتی یک واحد صنعتی که محصولی را در یک قالب تولید میکند،ممکن است دارای خطا باشد چه برسد به پروسه تولید فیلم که در طبیعت خود سرشار از این خطاها است. انتظار ما این است که از میان صد فیلمی که تولید میکنیم، ده فیلم شاخص دربیاید و ده فیلم دارای خطا و اشتباه. در هر تعریفی از تولید این ده درصد دور ریز و ده درصد شاخص وجود دارد و ۸۰ درصد هم فیلمهای متوسط الحال هستند.
از نظر کارشناسی چطور بین کارهایی که دارای جسارت و نوآوری است و کارهایی که به اشتباه و بدون اندیشه به تجربهگرایی روی آوردهاند مرزبندی میکنید؟ شیوهای برای غربال آنها وجود دارد؟
از همان ابتدا و شروع آموزش، ورود و در نهایت خروج اعضای انجمن مثل عبور از یک سرندهایی است که هر چه به پایین میرود، سوراخها ریزتر میشوند. در نهایت انتظار خودمان این است که ده درصد از اعضا به سرند نهایی برسند و توانایی ورود به سینمایی حرفهای را داشته باشند. متاسفانه ساز و کار سینمای حرفهای ما آنقدر نیست که حتی همین ده درصد را هم بتواند جذب کند اما ما امیدوار هستیم. البته در این روند ورودیهای ما به عنوان علاقهمندان سینما در هر سال بیش از ۳۰۰۰ نفر هستند که ما نهایتا به یک سوم این افراد آموزش دهیم و آرام آرام همین تعداد هم ریزش پیدا میکنند. شاید به این دلیل که خودشان به تواناییهای خودشان در این حرفه شک میکنند یا بر اساس یک گزینش آموزشی برای آنکه روی کارشان سرمایهگذاری شود، انتخاب نمیشوند.در واقع از آن جمعیت ۳۰۰۰ نفره داوطلبان؛ ۱۲۰۰ نفر آموزش میبینند و ۸۰۰ نفر به سینمای جوان متصل میشوند،در این میان شاید فقط ۱۰۰ نفر از روی رفتارهای تولیدی خود به این نتیجه برسند که قابلیت ماندن و ادامه دادن دارند و ما اگر بتوانیم از میان آن صد نفر ده فیلمساز شاخص داشته باشیم، فکر میکنم موفق بودهایم. در این زمینه تعدادی پروژه تازه هم انجام شده و با دوستان هنر و تجربه صحبتهایی شده که بتوانیم آثارمان را در قالب تجربیاتی که بچهها انجام میدهند به نمایش بگذاریم.
انتظار ما این است که از میان صد فیلمی که تولید میکنیم، ده فیلم شاخص دربیاید و ده فیلم دارای خطا و اشتباه. در هر تعریفی از تولید این ده درصد دور ریز و ده درصد شاخص وجود دارد و ۸۰ درصد هم فیلمهای متوسط الحال هستند.
شما به عنوان یک بیننده حرفهای و کارشناس چقدر فعالیتهای گروه هنر و تجربه را رصد میکنید؟ چقدر فیلمها را دیدهاید؟
فکر میکنم اکثر کارها را به بهانههای مختلف دیدهام. متاسفانه یکی از مشکلات اساسی کسانی که در سطوح مدیریتی سینما هستند این است سینماروی حرفهای نیستند و این اصلا خوب نیست. من وقتی کارم سینما نبود، بیشتر با خانوادهام به سینما میرفتم تا الان که به صورت تخصصی به سینما میپردازم اما به دلایل متفاوت مثل برگزاری انواع جشنوارهها و رویدادهای مختلفی که در حوزه سینما رخ میدهد، عملا ما فیلمها را بدون رفتن به سینما میبینیم. فکر میکنم ۹۰ درصد فیلمهایی که در هنر و تجربه نمایش داده میشود را دیدهام و در ۱۵ درصد کارها حتی سهیم بودهایم. اگر بخواهیم یکی از شاخصههای مهم و تاثیرگذار و همچنین نتایج بسیار مثبت مدیریت فعلی سینما را برشمریم ، به طور قطع به همین گروه هنر و تجربه میرسیم که امکان نمایش را به بسیاری از فیلمهایی میدهد که متاسفانه در فرآیند مافیایی موجود در نمایش، امکان اکران پیدا نمیکنند.
فکر میکنید کلیت این مجموعه از گروه هنر و تجربه گرفته تا انجمن سینمای جوان و هر گروه و محفل و مجموعهای که روی سینمای هنری و تجربهگرا تمرکز دارد چه تاثیری روی مخاطب سینمای تجاری و بدنه سینمای حرفهای میتواند بگذارد؟
بخش اعظم این تاثیر به مخاطب برمیگردد. اصل اساسی در این بحث این است که شما در این شیوه نمایش چگونه یک بیننده خوب پرورش دهید. پیش از این ما هیچ وقت فیلمبین یا سینماروی حرفهای تربیت نکردهایم. یکی از نکات بسیار خوب در هنر و تجربه آموزش سینمابینی حرفهای است که با امکان دیده شدن فیلمهای خاص فراهم شده. بیننده با نگاه فرهنگی که در انتخاب خود قائل میشود به این سینما رو میآورد و گرایش خود را به طیف فیلمهای هنری پیدا کند. من مطمئن هستم که با این تغییر گرایش مخاطب معمولی به مخاطب حرفهای این گروه تبدیل میشود و عملا دیگر نمیتواند به سادگی دست به انتخاب فیلمها بزند و در نتیجه آن مخاطب فیلمهای نامطلوب سینمای بدنه کمتر میشود. دیگر شاهد این نخواهیم بود که برای فیلمی که از نگاه فرهنگی ارزش چندانی ندارد صف کشیده شود و میلیاردها پول در قبال دیده شدنش پرداخته شود درحالی که این سینما که رویکرد فرهنگی دارد فقیرانه در کنجی بنشیند. من مطمئن هستم که این عدم توازن به مرور به یک توازن نسبی تبدیل خواهد شد. به نظرم وظیفه هنر و تجربه در کنار وظایف دیگر ایجاد تعادل بین سینمای بدنه و سینمای هنری است که این اتفاق تا الان افتاده.
این روند در کیفیت تولید فیلمهایی که رویکرد متفاوت از سینمای بدنه دارند و در نهایت در کیفیت کلیت سینمای کشور چه تاثیری خواهد گذاشت؟
پیش از این بسیاری از دوستانی که به سینمای خاص و هنری تمایل پیدا میکردند پس از مدتی سرخورده میشدند. سرخورده نه از جهت بازگشت سرمایه بلکه از این نظر که سینمایشان بینندهای نداشت. هنرو تجربه برای این سینما بیننده و سبب دیده شدن مهیا کرده و حتی فکر میکنم اگر فیلمسازانی نظیر شهرام مکری در سینمای ایران اسامی مهم و شناختهشدهای هستند
بیشتر مدیون هنر و تجربه هستند تا سینمای بدنه چرا که فیلمهایشان در این گروه دیده و ارزشگذاری شده است . ضمن اینکه هنر و تجربه جسارتی در سینماگران ایجاد میکند که باعث میشود آنها آرام آرام بتوانند با نفوذ به سینمای بدنه فیلمهای تجاری ضعیف را کنار بزنند و ایجاد تعادل کنند. این ورود مثل جریان خون تازه در رگها و یا اکسیژن دادن به یک فضای کماکسیژن است. شما مطمئن باشید اگر اینگونه اتفاقها شامل طوفانها و تغییرات مدیریتی و سلیقهای نشود در درازمدت تاثیر عمیقی در بدنه سینمای حرفهای ما خواهد داشت که غیر قابل انکار است. به شرطی که مدیران ما کمک کنند در این دوران برزخی این پیکره نحیف بتواند خودش را حفظ کند و من مطمئن هستم که بعد از یک دوره ده تا پانزده ساله تغییر عمدهای در سینمای ملی خودمان خواهیم داشت. هرچند ممکن است این تغییر برای کسانی که در این دگردیسی مشغول به کار هستند محسوس نباشد اما اگر کسی روند تاریخی این ۱۵ سال را بررسی و روی آن کار پژوهشی کند متوجه میشود که چنین جسارت مدیریتی توانسته چه تاثیری بر تصمیمگیریها و رفتارهای تولیدی بگذارد.
هنر و تجربه جسارتی در سینماگران ایجاد میکند که باعث میشود آنها آرام آرام بتوانند با نفوذ به سینمای بدنه فیلمهای تجاری ضعیف را کنار بزنند و ایجاد تعادل کنند. این ورود مثل جریان خون تازه در رگها و یا اکسیژن دادن به یک فضای کماکسیژن است.اگر اینگونه اتفاقها شامل طوفانها و تغییرات مدیریتی و سلیقهای نشود در درازمدت تاثیر عمیقی در بدنه سینمای حرفهای ما خواهد داشت.
شما طی این مدت چه انتقاد یا نظری درباره این مجموعه به خصوص اکران فیلمهای کوتاه در آن داشتهاید؟
ابندا نقطه قوتش را میگویم. ما قبل از این هیچ وقت در سینمای کوتاه ارزشی را که الان صاحب فیلم برای فیلمش قائل میشود نداشیم. چون با این رویکرد جدید فیلمساز در قبال نمایش فیلم کوتاه خود وجه دریافت میکند و این میتواند بسیار در اقتصاد سینما و ارزشگذاری فیلمها تاثیر داشته باشد. چون ما هر چیز مجانیای را کم ارزش تلقی میکنیم اما حتی اگر یک ریال بابت چیزی بدهیم به آن توجه بیشتری نشان میدهیم. بنابراین این روند حرفهای نگاه کردن به فیلم کوتاه حداقل در حوزه فعالیت ما خیلی تاثیر گذاشته است. پیش از این فیلمساز کوتاه از فیلم خود به تعداد زیادی تکثیر میکرد و به تمام دوستان و آشنایانش یک نسخه از آن میداد. درحالی که الان متوجه شده که میتواند فیلمش را در سالن سینما نمایش دهد و در قبال آن برایش انتفاع ایجاد شود. این برای سینمای کوتاه و البته مستند اتفاق خیلی خوبی است که البته فعلا خودش را بیشتر در سینمای مستند نشان داده به این دلیل که بیشتر فیلمهای بلند مستند در هنر و تجربه نشان داده شده. این روند که بیننده ما عادت به دیدن فیلم بلند دارد در اکران فیلمهای کوتاه تاثیر میگذارد و باعث شده هنرو تجربه هر قدر در نمایش فیلمهای بلند مستند و داستانی موفق باشد در سینمای کوتاه ناموفق باشد چون فضای مناسبی برای فیلمهای کوتاه ایجاد نشده است.
شما در این زمینه چه پیشنهاداتی دارید و چه تعاملی با گروه هنر و تجربه خواهید داشت؟
من شخصا هم به این ایده احترام میگذارم و هم علاقهمند به این گرایش و جریان هستم و هر کمکی از شخص خودم و مجموعه انجمن امکان پذیر باشد در اختیار هنر و تجربه میگذارم. صحبتهای اولیه با آقای علمالهدی شده و این را هم رسما اعلام کردهایم که ۵۹ دفتر انجمن سینمای جوان در ۳۱ استان کشور به طور خاص در اختیار این تجربه نوین در سینمای ما هستند. پیشنهاداتی هم در زمینه اکران فیلمهای کوتاه به آقای علمالهدی و دوستانشان دادهام و امیدوار هستیم بتوانیم مقداری یخ این ماجرا را بشکنیم. مثلا میتوانیم به جای اینکه در یک سانس چهار فیلم از چهار فیلمساز با چهار نگاه مختلف نمایش دهیم یک پکیج از یک فیلمساز را به نمایش بگذاریم یا اینکه فیلمهای کواتاه را با گرایش موضوعی در کنار هم قرار بدهیم. به طور مثال فیلمهای موفق یک سال در یک بسته نمایش داده شوند. پیشنهادم به دوستان این هست که نخ تسبیحی وجود داشته باشد تا فیلمهای کوتاه به نمایش درآمده را به هم اتصال دهد و ما هم میتوانیم در این زمینه کمک کنیم.
این روند که بیننده ما عادت به دیدن فیلم بلند دارد در اکران فیلمهای کوتاه تاثیر میگذارد و باعث شده هنرو تجربه هر قدر در نمایش فیلمهای بلند مستند و داستانی موفق باشد در سینمای کوتاه ناموفق باشد چون فضای مناسبی برای فیلمهای کوتاه ایجاد نشده است.
البته مفهوم اکران عمومی نه در ایران که در تمام جهان برای فیلم کوتاه اتفاق غریبی است و به همان دلیل زمان کوتاهش برای تماشاچی خیلی جا نمیافتد.
بله دقیقا. یک مثال میزنم. ما در انجمن برای امسال موفق شدیم برای اولین بار فیلم کوتاهی به نام «کودکان ابری» را تولید کنیم که نامزد ورود به اسکار شد. فیلمی که یکی از شعبههای ما در شهرستان رفسنجان تولید شد. یعنی ما با یک نگاه حرفهای و هدفگذاری شده توانستیم جشنوارههایی را انتخاب کنیم که کانال ورود ما به یکی از مهمترین واقعههای سینمایی در جهان یعنی اسکار باشد. حالا باید برای نمایش همین فیلم کوتاه که به چنین موفقیتی دست یافته چه کنیم؟ خارج از کشور هم برای نمایش فیلم کوتاه همین مشکلات درون کشور ما به شکل دیگری وجود دارد. این فیلمها خیلی به اکرانهای مستمر دست پیدا نمیکنند و عملا تنها در جشنوارههای تخصصی، دانشگاهها و مجامع فرهنگی و هنری به نمایش میآیند. واقعیت این است که سینمای کوتاه خیلی نمیتواند به اقتصاد سینما متصل شود تا از این طریق ارتزاق کند و به حیات خود ادامه دهد. خودمان هم به این موضوع واقف هستیم که سینمای کوتاه شامل یک فقر نمایش و تماشاچی در سراسر دنیا هست. ولی میتوانیم درون کشور خودمان که کمترین توجه به فیلم کوتاه میشود این روند را با ارائه راهحلهای تازه اصلاح کنیم که ما درحال حاضر دنبال آن هستیم. بنابراین خیلی متوقع نیستیم که در هنر و تجربه هم همان اکران و همان رفتارهای بیننده پسند با فیلم کوتاه شود که با فیلمهای بلند داستانی و حتی مستند میشود. وقتی شما میخواهی به چیزی شکل جدیدی بدهی اول باید آن را ذوب کنی و بعد دوباره در قالب جدید آن را فریز کنی. ما الان در مرحله ذوب کردن شکل قبلی و ریختن آن در قالب جدید هستیم.
یکی دیگر از ضعفها و مشکلات هنر و تجربه عدم کثرت مکانهای نمایش و عدم توجه به نقاط دیگر کشور است. میدانم که محدودیتها زیاد است و شاید اگر در شهری یک سالن سینما وجود دارد و آن سینمادار در گیر مسائل اقتصادی گردش مالی خودش است شاید خیلی متمایل نباشد ساعتهای مناسبش را در اختیار جریان جدیدی در سینما بگذارد که از نظر او متعلق به سینمای نفروش است. ما حاضریم از طریق دفاتر سینمای جوان و سالنهای نمایشی که در اختیار داریم با یک قابلیت نسبی نمایش حتی در سالنهای کوچک این کمک و حمایت را انجام دهیم.
یکی از مشکلات هنر و تجربه عدم کثرت مکانهای نمایش و عدم توجه به نقاط دیگر کشور است. ما حاضریم از طریق دفاتر سینمای جوان و سالنهای نمایشی که در اختیار داریم با یک قابلیت نسبی نمایش حتی در سالنهای کوچک کمک و حمایت لازم را انجام دهیم.
درباره برگزاری المپیاد سینمایی هم کمی توضیح دهید. ایدهی آن چطور شکل گرفت و هدفتان از اجرای این طرح چیست؟
دو اتفاق همزمان منجر به اعلام این طرح شد. اولی تغییر مدیریت جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان و دبیری علیرضا شجاعنوری بود. آقای شجاعنوری همیشه جسارتهایی دارد که در هر کسی پیدا نمیشود. خیلی منصفانه و منطقی به روشهای جدید رو میآورد. یکی از این طرحها این است که اگر سینمایی مخصوص کودکان و نوجوانان وجود دارد باید فیلمسازان کودک و نوجوان هم داشته باشد. کاری که در دهههای گذشته در قالب جشنواره رشد انجام میشد ولی ابتر بود. این نگاه آقای شجاعنوری همزمان شد با این طرح در انجمن سینمای جوان که کران پایه ورود اعضای انجمن به آن را از ۱۸ سال پایینتر بیاوریم. این دو تصمیم در کنار هم با حمایت فارابی منجر به این شد که اهداف هر دو مجموعه در راستای هم قرار گیرد. قبل از اینکه جشنواره فیلم کودک اعلام کند ما تصمیم داشتیم در جشنواره فیلم کوتاه تهران با همکاری مدارس و آموزش و پرورش تهران باکسهای صبحمان را به فیلمهای کودکان و نوجوانان اختصاص دهیم؛ و از همان ابتدا که سلیقه فیلمبینی آنها در حال شکلگیری است آنها را به سمت تماشای سینمای هنری واقعی ببریم. این بهترین فضا برای آموزش غیر مستقیم کودکان و نوجوانان است. چون همانطور که میدانید ۱۲ سالگی سنی است که دانشآموز همزمان به دوره راهنمایی تحصیلی وارد میشود و به او کمک میشود برای شغل آیندهاش انتخابی نسبتا درست و گام به گام نسبت به آن بینش گستردهتری پیدا کند.
و هیچ گاه سینما گزینهای نبوده که پیش روی دانش آموزان قرار بگیرد.
بله و این انتخاب باید در آن سن اتفاق بیفتد نه در ۱۸ سالگی و بعد از آن. اگر خود ما هم برای ورود به دنیای مخاطبینمان از ۱۲ سالهها شروع کنیم بسیار موفقتر هستیم. برای همین جشنواره فیلم کودک و نوجوان برای خود ما هم فرصتی است و از آن استفاده میکنیم و گام اول آن برگزاری المپیاد سینمایی است. قبل از این هیچ گاه در زمینه هنری به خصوص سینما المپیاد برگزار نشده به شکلی که به آن توجه شود و مانند المپیادهای علمی و ورزشی محصول موفقی داشته باشد. من مطمئن هستم المپیاد سینمایی هم میتواند خروجی موفقی داشته باشد به شرطی که اجازه دهیم یک دوره زمانی بگذرد و این بچهها به سن ۱۸ تا ۲۰ سالگی برسند تا شاهد نتایج آن باشیم.
اگر خود ما هم برای ورود به دنیای مخاطبینمان از ۱۲ سالهها شروع کنیم بسیار موفقتر هستیم. برای همین جشنواره فیلم کودک و نوجوان برای خود ما هم فرصتی است و از آن استفاده میکنیم و گام اول آن برگزاری المپیاد سینمایی است.
اگر نکتهای باقی مانده به عنوان سخن آخر بفرمایید.
من فکر میکنم اگر سه وزراتخانه به فعالیتهایی سینمایی و تجربی کودکان، نوجوانان و جوانان توجه بیشری نشان دهند این اتفاق به نتایج درخشانی منجر شود؛ یکی وزارت آموزش و پرورش به عنوان بنیان ورود نوجوانان به مشاغل حرفهای و ایجاد بستر حرفهای برای آموزشهای مختلف، یکی وزارت علوم که به حمایت و همراهی آنها پس از دوران مدرسه احتیاج داریم و دیگری وزارت ورزش و جوانان که میتواند عهدهدار کلان این ماجرا باشد. در حال حاضر این وزارتخانه فعالیتهایش را محدود به ورزش کرده است و جوانان غیر ورزشکار جایگاه ویژهای در برنامههای آن ندارند. شاید یکی از سازمانهایی که موظف است به اتفاقی مثل هنر و تجربه یا به انجمنی مثل سینمای جوان توجه و تمرکز ویژهای داشته باشد همین وزارتخانه است که باید مقدار زیادی گرایش بودجهای و توجه معنویاش را به سمت هنر و تجربه معطوف کند.
در حال حاضر وزارتخانه ورزش و جوانان فعالیتهایش را محدود به ورزش کرده است و جوانان غیر ورزشکار جایگاه ویژهای در برنامههای آن ندارند. شاید یکی از سازمانهایی که موظف است به اتفاقی مثل هنر و تجربه یا به انجمنی مثل سینمای جوان توجه و تمرکز ویژهای داشته باشد همین وزارتخانه است.
امیدواریم بتوانیم با المپیاد سینمایی مسئولین را به این امر ترغیب کنیم. چون سینما نه یک شاخه هنری جدا بلکه یک رکن کاربردی در تکنولوژی آموزشی و رسانهای بسیار قوی است که در بحث آموزش امروز جهان نقش مهمی را ایفا میکند. در بسیاری از تخصصهای دانشگاهی هم اگر متخصصین به سینما آشنا باشند حتی در رشته خود بسیار موفقتر عمل میکنند. این تعامل دو طرفه است.






