گزارشی کوتاه از نخستین روز مرحلهی دوم انتخاب فیلمها
روز یکشنبه بیست و نهم تیر ماه، سالن نعمت حقیقی در ساختمان شمارهی یک خانه سینما، محل دوباره جمع شدن اعضای هر دو گروه هیأت انتخاب، برای مرحلهی دوم است. در مرحلهی اول هر دو گروه، از بین نصف فیلمهای رسیده، صد فیلم را انتخاب کرده و به گروه دیگر پیشنهاد داده است. حالا در این مرحله هر گروه، صد فیلم پیشنهادی گروه دیگر را خواهد دید و از بین آنها، فیلمهای منتخب نهایی راه یابی به جشن، مشخص خواهند شد.
در چند لحظهی بین اتمام کار گروه یک و شروع به کار گروه دو، فرصتی شد که عکس یادگاریای بیندازیم و با چند نفر از بچههای گروه یک گپ کوتاهی بزنیم: وحید حاجیلویی، سالم صلواتی، ناصر ضمیری، شهرام میراب اقدم، توفان نهان قدرتی و مرتضی هدایی.
اول از همه برایم جالب است بدانم چند ساعت را به دیدن فیلم مشغولند. پاسخ: ۶ ساعت! یعنی یک هفتهای میشود که آنها تقریباً هر روز ۶ ساعت فیلم میبینند. طاقت فرساست اما در عین حال فرصتی مغتنم. خصوصاً که فیلمهای متقاضی امسال نمایندهی سه سال سینمای کوتاه کشورند. شهرام معتقد است رد پای بیمهریهایی که در این سه سال گذشته به سینما شده است را در فیلمهای کوتاه هم میشود دید و به تعبیر ناصر آپارتمانی شدن فیلمها را میشود حاصل این محدودیتها هم دانست. او میگوید بسیاری از فیلمها رو به فضاهای آپارتمانی آوردهاند و اگر خواستهاند از آپارتمان بیرون بروند، سوار خودرو شدهاند! وحید حرف او را کاملتر میکند. او معتقد است بودجههای اندک فیلمسازی علت دیگری برای این امر بوده است. بودجههای اندکی که نهادهای دولتی به فیلمسازان میدهند و آنها را مجبور میکنند تا قصهشان را با کمترین امکانات و البته محدودترین لوکیشن بگویند.
به میان آمدن حرف نهادهای دولتی، واکنش توفان را به همراه دارد. او معتقد است کمکیفیتترین فیلمهایی که تا به حال دیدهاند (البته منهای برخی استثنائات) مربوط به تولیدات همین نهادهای دولتی بوده است. سالم حرف او را کامل میکند و میگوید فیلمهای درخشانی که دیدهاند هیچکدام تولید هیچ نهاد دولتی نبودهاند و همگی با بودجهی شخصی تولید شدهاند. این نکتهایست که همهی حاضران آن را تأیید میکنند. مرتضی خصوصاً تأکید میکند که در میان فیلمهایی که دیده است، بودهاند فیلمهایی که به زعم او از هر نظر عالی بودهاند و جالب آن که سازندگانش انگار فیلم را بدون هیچ امیدی برای نمایش، آن را ساختهاند و خودشان را از قید و بندهای رایج رها کردهاند.
از بچهها دربارهی موضوعاتی که بیشتر مورد اقبال فیلمسازان بوده است میپرسم. همهشان معتقدند فیلمها اجتماعیتر شدهاند و بیشتر فیلمها حول موضوع مسائل خانوادگی و روابط زن و شوهری بودهاند. وحید میگوید که رد پای اصغر فرهادی و فیلمهای او را هم میشود در فیلمها دید. توفان که در دورهی پیش هم جزو هیأت انتخاب بوده است میگوید نسبت به آن موقع، فیلمهای با موضوع خودکشی دراین دوره کمتر شدهاند. اگر این آمار دقیق باشد، باید امیدوار بود، چرا که بیرون آمدن فیلمسازان از فضاهای ذهنی و بسته و وارد شدن به جامعه، میتواند پیام مثبتی را با خود داشته باشد. پیامی که نشان از ظهور فیلمسازان جدید با علایق اجتماعیست. مرتضی ظهور این افراد را به شکل دیگری تأیید میکند. او میگوید شاهد نسلی جدید است که با کمرنگ شدن نقش قدیمیهای فیلم کوتاه و مهاجرت آنها به سینمای بلند، سر بر میآورد که ویژگیها و تواناییهای خودش را دارد. به اعتبار این حرف، پس باید منتظر نسل جدیدی از فیلمسازان در سالهای آتی باشیم.
معیار انتخاب فیلمها همیشه بحثی جدلانگیز بوده است. حتی اوقاتی پیش آمده که کار به اعتراض و شکایت هم کشیده است. از بچهها دربارهی ملاکهای انتخابشان میپرسم. آیا برای فیلمهای (خصوصاً داستانی) خوب، شاخصههایی را پیشاپیش در بین هم تعریف کردهاند؟ «کیفیت کلی فیلم در همهی زمینهها» چیزیست که آنها به من جواب میدهند. یعنی فیلم در همهی جنبههای فنی و هنری، اعم از فیلمنامه و فیلمبرداری و کارگردانی و بازی و غیره، کیفیت قابل قبول و قابل دفاعی را داشته باشد بنابراین همهشان گرایش به یک نوع فیلمسازی خاص یا داستانگویی ویژه را در انتخابهایشان رد میکنند. میپرسم که آیا در ارزیابیتان از هر فیلم، به اختلافهایی با هم برخورد کردهاید. پاسخ منفیست اما مرتضی معتقد است در این مرحلهی دوم که تعداد فیلمها کمتر شده و انتخابها حساستر، احتمال این که به اختلاف نظر بخوریم وجود دارد ولی هنوز پیش نیامده است.






